Life شنبه 23 دی 1391برچسب:, :: 19:37 :: نويسنده : Kaveh
مهم نیست در چه سنی باشم هر زمان چیز جدید یا عالی می بینم
دلم میخواهد فریاد بزنم ... " مامان بیا نگاه کن "
![]() سه شنبه 19 دی 1391برچسب:, :: 14:8 :: نويسنده : Kaveh
یه غمى هست که فقط بچه هاى آخر درکش میکنن ! کم و کمتر شدن آدم هاى سر سفره
یک شنبه 19 آذر 1391برچسب:, :: 13:1 :: نويسنده : Kaveh
مرا به کعبه چه حاجت! طواف می کنم "مادری" را که برای لمس دستانش هم
وضو باید گرفت ...
![]() شنبه 11 آذر 1391برچسب:, :: 13:5 :: نويسنده : Kaveh
سرم را نه ظلم مي تواند خم کند ، نه مرگ ،
نه ترس ،
سرم فقط براي بوسيدن دست هاي تو خم مي شود مادرم
شنبه 11 آذر 1391برچسب:, :: 9:9 :: نويسنده : Kaveh
وقتی مریض میشدی و پزشک ازت میپرسید : بیماریت چیه ؟؟؟ منتظر مادرت میشی ...
و همیشه جواب دادن رو به اون میسپاری ...
چرا که میدونی مادرت همون احساسی رو داره که تو داری ...
حتی از خودت بیشتر دردت رو احساس می کنه !!!
دوسستت دارم مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــادر........پسر لج باز تو کــــــــــــــــــــــــــــــــــاوه
![]() یک مادر می تواند 10 فرزندش را نگهداری کند؛ اما 10 فرزند نمی توانند یک مادر را نگه دارند!! و این انصاف نیست ... چهار شنبه 1 آذر 1391برچسب:, :: 14:47 :: نويسنده : Kaveh
خدایا ...
بالاتر از بهشت چه داری؟؟؟
برای زیر پای مادرم می خواهم ...
مادر تنها کسیه که می تونی براش ناز کنی؛
سرش داد و بیداد راه بندازی؛
باهاش قهر کنی؛
اما اون با اینکه تو مقصری؛
بازم با بشقاب غذا میاد و میگه :
با من قهری با غذا که قهر نیستی ...!
صفحه قبل 1 صفحه بعد آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
|||
![]() |